الشيخ محمد علي الگرامي القمي
34
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
گر نه در سطح عامّه مردم از توليد كاسته مىشود و محصولات كارخانه و كشاورزى محافظت نمىشود و يا براى خودشان مخفى مىكنند . و مىدزدند چنان كه در شوروى و چين عملًا چنين است كه تذكّر داديم . و در مقابل بيش از هر چيز مردم را باصل رهبرى و امامت توجّه مىدهد و روى كار آوردن آن را مهمترين وظيفهء اسلامى مىشمارد و هيچ نداى الهى را همچون نداى قانون « ولايت » نمىداند . « 1 » خداوند مىداند كه آزاد نمودن اموال در محيط غير اسلامى چقدر تقويت جبههء ضدّ دين ، هر چند به صورت دين ، مىشود . و اين است كه نفى مالكّيت خصوصى را به روش رهبر موكول مىسازد ، نه به زور قانون و در همهء شرايط همچون وجوب عبادات . و عدم رعايت اين اصول و به خصوص اصل علاقهء مردم بر مال و فرآوردهء خويش موجب سرگردانى مكتبهاى سوسياليزم شده است كه در آخر اين قسمت خواهيد ديد . مردم آزادى مىخواهند ، نيروى نامحدود انسانى دارند مىخواهند اين نيرو را به ميل خود به كار اندازند ، كنترل اين تمايل تنها در مواردى امكان دارد ، نه به طور كلّى كه احساس فشار و « حرج » كنند اسلام مراقب است كه مردم از ناحيهء قوانينش در « حرج » و فشار قرار
--> ( 1 ) - « و مانودى احد بشيىء مثل مانودى بالولاية » وسايل : مقدّمهء عبادات .